تبليغاتX
سلطان عشـــــــق
بسم الله الرحمن الرحيم

 

سلام

به عزيزاني كه اين وبلاگ راانتخاب كردن براي ديدن....خوشحالم

ميكنيد اگر مرااز نظرياتتان اگاه كنيد....

واما دست نوشته اي براي فرزاد حسني

 

هميشه اغاز از شما نوشتن .پايان همه ي تكرار هاست....

 

چون شما تكرار نيستي....چون حرفهايي شما تكراري نيست....

 

ومن براي نوشتن از شما بايد الفباي تازه اي

 

رابياموزم ..بايد نو به نو وخط به خط ياد بگيرم

 

بايد از مدرسه اي شروع كنم..كه الفبارا جور

 

ديگر ياد دهند..همانطور كه ديدن راجور ديگر نشان شما دادند...

 

سكوت جايز نيست....وقتي كلمه است عادت

 

ندارم سكوت كنم همانطور كه عادت ندارم سكوت كردن شما راببينم

 


ببينيد برگرديد، قول مي دهيم باسوال

پرسيدنهايمان دوباره شما رابه سكوت دعوت نكنيم....

 


كمتر از دوماه به اغاز تابستان مانده..تابستان شما راياد خاطره اي


نمي اندازد ..چرا..براي شما هم خاطره است،

 

براي ماهم خاطره است..هر سال همچين لحظه هايي دل ،دل 

 

ميكرديم كه ايا امسال هم فرزاد حسني مي اييد ايا بازهم بعداز

 

 

ظهري ،صداي رضا صادقي را كه ميخواند((پرواز رسم ما بود

 

دربارش گلوله))را ميشنويم يانه؟ولي نمي دانم چرا امسال

 

همه ي ما زياد به برگشتتان اميد نداريم بااينكه خيلي منتظر

 

امدن شما هستيم..فقط يك سوال :هنوز نفهميديم اخرين بار

 

چي شد كه شما رفتي؟يعني اينقدر دلتان از ما پر بود كه حتي

 

كوله پشتيتان راهم سپارديد به كسي ديگر تا او برايتان جمع

 

كند...اين بار سكوت نكنيد..خيلي ها ،خيلي چيزها ميگويند ولي

 

ما راضي نمي شويم تا خودتان بگوييد..مطمئنم روزي براي

پاسخ گفتن به اين سوال بر خواهيد گشت..من براي رسيدن ان

 

روز دعا خواهم كرد...









دراخر خداحافظ به رسم خودتان....خداحافظ همين حالا....

 

ادامه مطلب
+ تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:24 نويسنده رویا |